رابطه ی لباس غربی با فرهنگ غربی

 

حال یک سؤال مطرح می شود وآن این که:«لباس تنگ،کوتاه و بدن نمای غرب امروز چه رابطه ای با جهان بینی و فرهنگ غرب دارد؟»

لباس پوشیدن شأنی از شئون انسانی است و در هر تمدن رابطه ی مستقیمی با معنای انسان در آن تمدن دارد.اما انسان در تمدن جدید غربی چه جایگاهی دارد؟

در تمدنی که خدا از صحنه ی زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزید،معنویت به حاشیه ی زندگی خزیده،و انسان دیگر موجودی نیست که حامل «روح الهی» باشد و بتواند خلیفه ی خداوند در زمین شود و ...،در این تمدن انسان هیچ فرق بنیادی و وجودی با حیوان ندارد.او هم چند سالی در طبیعت زندگی می کند و می میرد و دیگر هیچ...!

ارزش واعتبار همه چیز در این تمدن با یک ملاک سنجیده می شود که «چه قدر می تواند به انسانی که اساساً حیوانی مادی است، لذت ببخشد».یکی از این چیز ها «تن انسان»است.این چنین است که غریزه ی جنسی در این جامعه بیداد می کند و زن کالایی می شود که ارزش آن به اندازه ی لذت بخشی او است.اگر زن در این تمدن و این جامعه،«تن» خود را به نمایش نگذارد،برای او چه باقی می ماند؟اگر او را نبینند او دیگر چه ارزشی دارد؟اگر دکارت بیش از 400 سال پیش گفته بود :«من می اندیشم،پس هستم» ،زن در جوامع غربی و غرب زده،ناچار باید بگوید :«مرا نگاه می کنند،پس هستم!». زن فقط«جسم» است و مرد در برابر زن،همه«چشم».زن یک شی است که مرد او را دائماً در دو کفه ی ترازوی چشمان خود می سنجدو ارزیابی می کند.

در این فرهنگ خالی از معنویت،که هر چه هست همان تن و جسم است،لباس چه شکلی پیدا می کند؟

پیداست که لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست،بلکه برای آرایش آن است.در چنین شرایطی که ارزش زن به نمایش جسم اوست،لباس او باید تنگ و کوتاه باشد تا هر چه بیشتر تن او را نمایان سازد.

 

/ 1 نظر / 37 بازدید
مرتضی

سلام اتفاقی اومدم سایتت جالبه باریکلا قشنگه سایتت اگه دوست داشتی به ما سر بزن اگه مایل به لینک هم هستی پیام بزار یا علی