بازدید : مرتبه
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/۱

علل و عوامل مختلف و متعددی در پیدایش و گسترش پدیده ی بی حجابی سهیم و دخیل بوده اند که برخی از آن ها انگیزه ی سیاسی ،پاره ای ریشه ی فرهنگی و پاره ای نیز مبنای اقتصادی داشته اند و برخی به عوامل روانی و فردی بر می گردد که به اختصار به چند مورد از آن ها اشاره می شود.


الف- استعمار و استکبار خارجی

در طول تاریخ بشر، قدرت های سلطه جو و استکباری برای تحمیل حاکمیت نامشروع خویش بر جوامع گوناگون و برای نابودی فرهنگ ملی و بومی آنان که لازمه ی حیات استکباری آن ها بوده است،از طبیعت تنوع طلب و زیبایی پسند آدمی سوء استفاده نموده و با دامن زدن به فساد و فحشا زمینه را برای پذیرش و توسعه ی فرهنگ استکباری خویش فراهم نموده اند. در این میان جوانان و زنان اصلی ترین گروه هایی بودند که آماج تیرهای توطئه آمیز و گمراه کننده ی آنان قرار گرفته اند.....بقیه در ادامه مطلب


در جوامع اسلامی نیز توطئه های استعمارگران غربی از نخستین و مهمترین عوامل ترویج بی حجابی در میان مسلمانان به شمار می آید.

وزارت مستعمرات کفتار پیر در قرن 18،در کتابی که به عنوان دستورالعمل و شرح وظایف جاسوسان خویش در ممالک اسلامی تهیه کرده است،یکی از نقاط قوت و نیرومندی اسلام و علل پیشرفت مسلمانان را:«تأکید به حجاب زنان،که خود سبب جلوگیری از فساد و روابط نامشروع می گردد»(خاطرات همسفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی-ترجمه ی دکتر محسن مؤیدی-ص74)،بر می شمارد.آنگاه در فصل دیگری از همین کتاب توصیه هایی برای نابود ساختن اسباب نیرومندی و توانایی مسلمانان و ناتوان و ضعیف کردن آنان به جاسوسان خود می نماید،که از جمله ی آن ها این توصیه است:«در مسأله ی بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند.باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نیست.مردم همسران پیامبر را بدون حجاب می دیده اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی،دوش به دوش مردان،فعالیت داشته اند».( خاطرات همسفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی-ترجمه ی دکتر محسن مؤیدی-ص84)

می بینی خواهرم این پدیه ریشه در کجا دارد؟!و تو چه ناشیانه بازیچه ی دست آنان شده ای،و چه ناهشیارانه به خواسته های شیطانی آنان پاسخ مثبت داده ای؟!

تازه این اول کار بوده است.این سخن مربوط به 300 سال پیش است و آن ها امروز تجربه ی سیصد ساله را پشت سر گذاشته و امکانات پیش رفته را پیش روی دارند،و تا آنجا که بتوانند به بهانه های مختلفی چون دست و پاگیر بودن چادر،غیر بهداشتی بودن و... ،و تحت عناوین زرق و برق داری مانند آزادی و تساوی زن،دفاع از حقوق زن و... زنان و دختران ما را از حجاب و چادر اسلامی خارج می کنند، و آنجا که این حنایشان رنگ بازد برای زنان چادری ما هم برنامه می ریزنند،چادرهای نازک و براقی تولید می کنند،و جوراب های نازک تر از آن به بازار عرضه می کنند،تا اندام زنان در آن نمایان و فریباتر باشد،و از دور چشم مردان بیگانه را به خود جلب نمایند.

وقتی در جامعه ی ما بیرون آمدن با بلوز و دامن در سطح خیابان ها مجاز و متعارف نباشد،مانتوهایی می دوزند که فقط نام مانتو بر خود دارند و وقتی پوشیده می شوند،گویی بلوز و دامن پوشیده اند و خلاصه هر روز مدلی جدید و رنگی تازه تر را عرضه می کنند تا تو و جوانان جامعه ی تو را به خود مشغول دارند،تا از سرنوشت کشور و ملت و هم کیشانت در اقصی نقاط عالم غافل بمانی!


ب-مستبدین خارجی

«استعمار خارجی»برای اجرای نقشه های توسعه طلبانه ی خود در جوامع شرقی همواره از «استبداد داخلی»مدد جسته است.از این روی برای ترویج پدیده ی بی حجابی و سایر مظاهر فرهنگ مبتذل غربی در جوامع شرقی مسلمان،در آغاز قرن جاری،سه عنصر پلید را مأمور کردند که هم زمان در ایران و ترکیه و افغانستان،به اسلام زدایی بپردازند و فرهنگ غرب را جایگزین اسلام کنند:

1.     رضاخان در ایران

2.     امان الله خان در افغانستان

3.     کمال آتاتورک در ترکیه

این سه نفر هر کدام ضربات شدیدی بر اسلام و اجتماع وارد کردند.

 

کمال آتاتورک،یک رژیم خودکامه و مستبد را در ترکیه بوجود آورد.او در سال 1343 قمری(1924 میلادی)دستور داد:هر چیزی که مربوط به تاریخ گذشته،ترک ها و امپراطوری عثمانی،یا درباره ی اسلام باشد،از برنامه های درسی تمامی مدارس ترکیه حذف گردد.سیاست«جدایی دین از سیاست»را اجرا نمود،و سیستم«لائیک»رابر همه ی اوضاع کشور،حاکم کرد.اتحاد شکل درلباس برای زن و مرد را جزء برنامه قرار داد وکشف حجاب را در همه جا مرسوم کرد،و هم اکنون نیز در ترکیه در همان مسیر است تا آنجا که حجاب و پوشش در دانشگاههای این کشور ممنوع می باشد.

 عنصر پلید دیگر امان الله خان، دیکتاتورافغانستان بود که تصمیم گرفت فرهنگ غرب را جایگزین فرهنگ اسلام کند ولی در برابر صلابت مسلمانان افغان شکست خورد و چندان توفیقی بدست نیاورد.

 

 

 سومین عنصر پلید رضاخان بود که در ایران با حمایت انگلیس روی کار آمد و از عوامل مختلف برای گسترش فرهنگ غرب و برچیدن فرهنگ اسلام بهره جست. رضاخان مأمور و سر سپرده ی دولت استعمارگر انگلیس بود که وظیفه داشت«ایران را هر چه زودتر از حضیض ذلت به اوج عزت برساند و از گمراهی به شاه راه ترقی هدایت نماید!»و درپی اجرای همین مأموریت موظف بود به زور لباس مردان را متحدالشکل کند و بر سر همه ی آنها«کلاه پهلوی»بگذارد و چادر را نیز از سر زنان برداد. رضاخان روز17 دی سال 1314شمسی اعلام کشف حجاب اجباری نمود ،و پسرش محمد رضا پهلوی این روز را به عنوان روز کشف حجاب،روز جشن ملی اعلام نمود.

به هر حال تجری و تجاسر رضاخان و دستور«کشف حجاب» او که خود و خانواده ی نگون بختش،به منظور جلب نظر و خوشایند ارباب،در این راه پیش قدم بودند،در پیدایش و گسترش این پدیده بسیار پر تأثیر بود.در این میان مقاومت گسترده ی ملت مسلمان در برابر آن به ویژه حماسه ی غرور انگیز ماجرای مسجد گوهر شاد مشهد در خور ستایش و تحسین بسیار است و سند افتخار ملتی است که تا پای جان می کوشد از معنویت و فرهنگ الهی خود دفاع کند.

 

 

پ-مسلک های استعماری

مسلک های استعمار ساخته ی بابیت و بهائیت،که به قصد در هم شکستن و نابودی فرهنگ اسلامی به وجود آمدند نیز از  عوامل ترویج بی حجابی . بی بندوباری جنسی و اخلاقی بوده اند.

یکی از احکام و قوانین آئین باب،تصریحی است که او در باره ی «تساوی حقوق زن و مرد»و«رفع حجاب» از زنان کرده است. او دستور «کشف حجاب» را در کتاب «تفسیر سوره ی یوسف»بیان کرده است.در این کتاب می گوید:

«کسانی که در میان پیروان ما پرورش یابند،چه مرد باشند و چه زن،حلال است به همدیگر نگاه کنند،سخن بگویندو...»

در جای دیگر می گوید:

«بگو که خدا در کتاب قرآن به مردان مؤمن اجازه داده است که به زنان نگاه کنند،و به زنان هم اذن شده که اگر خواستند به مردان مورد علاقه ی خود نگاه کنند ولی نباید به آنچه خدا دوست ندارد،نگاه کنند.خدا می خواهد زنان و مردان آن چنان آزاد باشند که دوست دارند در بهشت نیز این گونه باشند».(دکتر یوسف فضایی-تحقیق در تاریخ و عقاید-ص149)

مسلک منحط و استعماری بهائیت،که ادامه ی بابیت بود نیز بنا به خواست و فرمان اربابان خویش،در ترویج بی بندوباری تلاش می نمود و به «کشف حجاب»دست زد.«شبکه ی محارم»در آیین بها بسیار محدود و کم شده و بهاءالله به جز زن پدر،همه ی زنان مانند خواهر،مادر،دختر خواهر،دختر برادر،عمه و خاله را برای ازدواج حلال دانسته است.


ت-عدم آگاهی و ناآشنایی با احکام پوشش و لباس

ناآشنایی تعدادی از خانواده های مسلمان با احکام و حدود حجاب و پوشش اسلامی و محرم و نامحرم و بی دقتی آنها در این مسئله و نیز بی خبری از اهمیت و ضرورت حجاب و مضرات بی حجابی و... یکی دیگر از علل بروز پدیده ی بدحجابی و ابتذال در پوشش است.

کم نیستند خانواده هایی که هنوز مرز دقیق محرم و نامحرم را نمی شناسند و فی المثل هنوز نمی دانند که پسر یا دختر عمو و عمه زاده و یا فرزندان خاله و دایی محرم نیستند و یا برادر شوهر یا شوهرخواهر و بالعکس را محرم می پندارند،از این روی در رفت و آمدها و نشست و برخاست ها و ارتباطات خانوادگی با سر و روی برهنه در کنار هم به گفت و گو و خنده و...می نشینند.

پاره ای نیز که به اصطلاح از قشر متشرع ترند، برای اینکه در این گونه محافل و مجالس فامیلی آزادتر و برهنه تر بگردند، با خواندن صیغه ای میان همدیگر محرمیت ایجاد می کنند،غافل از اینکه طرف مقابل مردی است با همه ی غرایز جنسی و همان هوس های نفسانی پیشین .و با یک عمل صوری و ظاهری کار درست نمی شود.

بر این ناآگاهی،بی دقتی ها را هم باید افزود:بسیاری از زنان مسلمان و نمازخوان را می بینی که با پای بدون جوراب در کوچه و در منظر نامحرم ظاهر می شوند.گویا تصور می کنند همان گونه که در نماز پوشیدن پا تا مچ واجب نیست، پوشاندن آن از نامحرم هم واجب نیست. یا با پیراهن آستین کوتاه در زیر چادر و یا بدون روسری برای خرید نان و سبزی و ...به خیابان می روند و هنگام پرداخت پول به نانوایی و مغازه دار تا بالای آرنج و یا زیر گردن و گاهی موها هم نمایان می شود.

بارها مشاهده شده که زنان مسجدی با پوشیدن جوراب های نازک و گاهی بدن نما حتی در مسجد حضور پیدا می کنند و یا در صحن های متبرکه ی حرم امام رضا(ع) در برابر دیدگان صد ها تن مرد نا محرم وضو می سازند و... .نمونه های بسیاری از این بی دقتی ها و کم توجهی ها را می توان برشمرد.

بی تردید اگر روزی آگاهی و آشنایی لازم به این دسته از مردان و زنان داده شود،یقیناً در صدد اصلاح رفتار و پوشش خویش بر خواهند آمد.

 

ث-تعلیم و تربیت نادرست

تعلیم و تربیت غربی به یادگار مانده از دوران سیاه رژیم ستم شاهی و خوگرفتن پاره ای از خانواده ها با آن،به گونه ای که پاره ای از خانواده های اهل نماز و عبادت هم بی حجابی و ابتذال در پوشش را چندان مهم نمی شمرند،خود از جمله عوامل ترویج این پدیده است.

باور های غلط در باب مسائل تربیتی از قبیل:

  •       اعتقاد به این که اگر دختران نزدیک سن بلوغ و حتی سال های اولیه ی بلوغ را به پوشیدن چادر و رعایت حجاب وا داریم،اورا عقده ای می سازد!شاید به وفور دیده باشید زنان چادری را که دخترکی بدحجاب همانند عروسکی با لباس های رنگارنگ و نیمه برهنه همراه خویشتن دارند.اگر از او بپرسی،خانم محترم شما که خود مسلمانید و باحجاب،چرا دخترتان را این گونه در معرض دید نامحرمان قرار می دهی؟در پاسخ می گوید:او فعلاً بچه است و دوست دارد از این گونه لباس ها بپوشد.اگر مانعش شویم،عقده ای می شود و یا این که فعلاً جوان است و باید لذت ببرد و... .
  •        اعتقاد به قانون عرضه و تقاضا در خصوص مسأله ی ازدواج و این که اگر دختر جوان با چهره ی آرایش شده و لباس های جذاب و قیافه ی زیبا بیرون نیاید،روی دست مادر می ماند و به اصطلاح عامیانه «می ترشد».اگر خود را «عرضه»نکند،«تقاضایی» هم برای او وجود نخواهد داشت.
  •       اعتقاد به این که حضور دختران در مجالس جشن و عروسی و حتی داشتن دوست پسر و مکاتبه با او نشانه ای از «اجتماعی شدن» آن ها است.
  •      اعتقاد به این که بایستی به کودکان و نوجوانان آزادی داد تا هر گونه که می خواهند بپوشند و آرایش کنند و... تا قدرت تصمیم گیری آن ها در این گونه مسائل بروز نماید.
  •      اعتقاد به این که رعایت حجاب و پوشیدن چادر محدود به زمان یا مکان خاصی است،فی المثل در مدرسه یا مسجد و یا گاه تشرف به زیارت و مجالس عزاو...بایستی حجاب داشت و چادر سر کرد،اما در مجالس مهمانی و عروسی و بازار و خیابان و پارک و تفریح و...چندان مهم و ضروری نیست.
  •       اعتقاد به این که چادر و حجاب مال مادربزرگ ها و قدیمی ها است،زنان و دختران جوان امروزی را نمی توان به رعایت حجاب و چادر واداشت.

و ده ها باور غلط از همین قماش،نمودها و رسوباتی به جا مانده از تعلیم و تربیت منحط غربی است و بی تردید نقش خانواده در ایجاد باور های غلط یا درست تربیتی و به ویژه نقش الگویی «مادر» در آموزش حجاب به فرزندان خویش بسیار مؤثر و تعیین کننده است.


ج-بدآموزی های برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی و مطبوعات

پاره ای از برنامه های تلویزیونی به ویژه سریال های خارجی و حتی سریال های داخلی و نیز برخی فیلم های سینمایی،با به نمایش گذاشتن زنان و دختران بی حجاب و بدحجاب با آرایش های آن چنانی و لباس های مدل دار مد روز آن چنانی تر،قبح این قبیل موارد را در ذهن و فکر افراد جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان از میان برده و کم کم زمینه ی گرایش به مدپرستی و آرایش های مبتذل و بی حجابی را در میان زنان و دختران و پسران مسلمان فراهم می آورند و به گونه ای نامرئی و تدریجی، شیوه ها و ارزش های زندگی غربی و غرب مآبانه را در روح و فکر جامعه رسوخ می دهند.

بسیار اتفاق افتاده که وقتی در خیابان به خانم بدحجابی اعتراض شده،باقیافه ای حق به جانب و از موضع قدرت اظهار داشته است: من که از فلان خانمی که در تلویزیون جمهوری اسلامی به نمایش می گذارید بدتر و بی حجاب تر نیستم؟!!با اینکه مسئله ی حجاب و پوشش(اعم از زن ومرد)یکی از مسائل مبتلا به جامعه است،تا کنون برنامه های جذاب و مفیدی که بیانگر اهمیت و حدود و ضوابط این پدیده و یا در ترویج و تشویق به آن باشد،چه در صدا و چه در سیما،کمتر دیده ایم.

حال چگونه می خواهید فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی،عمومی و فراگیر شود؟به قول دوستی«ترویج حجاب پیش کش،بی حجابی را تبلیغ ننمایید!»


چ-عوامل اقتصادی و اجتماعی

مسائلی از قبیل فقدان الگوی مصرف،تکاثر و افزون طلبی مرفهین بی دردی که ثروت های باد آورده را در اختیار دارند، عیاشی ها و خوش گذرانی های این گروه،مسافرت های پی در پی به خارج از کشور،فعالیت سودجویانه ی بوتیک داران و تولید کننگان و فروشندگان لباس های مبتذل و... از یک سو و مهاجرت های بی رویه ی روستائیان به شهرها،حاشیه نشینی، مشکل کمبود مسکن،آپارتمان نشینی،مشکل ازدواج و بی کاری و طولانی شدن مدت تحصیل،بحران های خانوادگی و... از سوی دیگر،زمینه ی گرایش به فساد و بی بند و باری به طور اعمّ و ابتذال در پوشش به طور اخصّ را فراهم آورده است.

به تعبیری دیگر عوامل دسته ی اول سبب رشد و ترویج پدیده ی بی حجابی در میان شمال شهری ها است که بیشترین بی حجابی ها و زشت ترین جلوه های آن در میان آن ها به چشم می خورد.و عوامل دسته ی دوم سبب رشد و ترویج این پدیده در میان جنوب شهری ها است.



ارسال توسط سجاد شاامیری
آرشیو مطالب
پیامدهای بدحجابی